تبليغاتX
دانلودموسیقی لری ولكي
مسكن:

مساكن ساكنين لرستان بر دو نوع است :

  • مساكن متحرك

  • مساكن ثابت

مساكن متحرك عبارتند از : دوار ( سياه چادر ) ، زمگه ، كولا

اين نوع مساكن بيشتر مورد استفاده عشاير كوچرو مي باشند كه با بهره گيري از مصالح اطراف خود آن را تهيه و برپا مي كنند .

 مساكن ثابت : اين نوع مساكن كه لير يا ساختمو گفته مي شود در مناطق روستايي و شهري مورد استفاده ساكنين مناطق مختلف مي باشد .

+ نوشته شده توسط الهام در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 و ساعت 18:12 |

پوشاك سنتي بانوان عشاير لرستان:

جومه: نوعي پيراهن زنان لرستان كه بصورت آزاد , بلند وبدون يقه مي باشد.

كلنجه:بالاپوش يراق دوزي شده اي است كه در بسياري موارد رويه جلوي آن را سكه دوزي وتزيين مي كنند.

تره و گل وني:تره پارچه ابريشمي مخصوصي است كه زنان لر به سر مي بندند و به لري آن را (ساوه)مي گويند . تره را در حالت عادي مي بندندو براي شركت در مراسم وجشن و سور، نوعي از آنرا به نام (گل وني)كه رنگين است روي تره مي بندند.

  
 

پوشاك سنتي مردان عشاير لرستان:

شال:پارچه بلند وسفيدي است به عرض 90-60سانتيمتروبه طول 9-6متراز جنس چلوار،كه آن را چند دور به كمر مي پيچانندوعلاوه بر آن در مواقع ضروري ازآن به عنوان كفن،پيچاندن جاي زخم ويا طناب از آن استفاده مي شود.

ستره:قباي مخصوصي است كه اندازه آن تازير زانوبوده ، بيشتر درمواقع رسمي از آن استفاده مي شودواز قديمي ترين نوع پوشاك ايران است.

كلاه نمدي:كلاه مدور بدون لبه اي است كه ازنمد ساخته شده است.

كپنك يا فرجي:يك نوع قباي نمدي پشمي محكم است كه معمولا مورد استفاده چوپانان مي باشد.ودر مواقع جنگ از آن به عنوان لباس رزم استفاده مي شود, زيرا تركيب بسيار فشرده اي درساخت آن به كار رفته است.

گيوه:نوعي كفش دست ساز محلي كه كف آن چرم ويا پلاستيك ضخيم ومحكمي است كه رويه آن به وسيله نخ تابيده
بافته مي شود .

چوغا:نوعي بالا پوش مردانه ،كه بيشتر در منطقه بختياري لرستان وچهار محال بختياري مورد استفاده قرار مي گيرد.جنس آن از پشم گوسفندومعمولاتوسط زنان بختياري بافته مي شود

+ نوشته شده توسط الهام در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 و ساعت 18:9 |
بازيهاي محلي:

الف بازيهاي مخصوص مردان پسران

 1-دال پلون

 2- كلاو رونگي

 3- كرون

 4- زرمشتكي

 5- چال پشكلي

 6- جفت يا تيك

 7- دس چالكي

 8- جفتو    

 9- اله چوبازي

 10- حلوا مفت

 11- ريلاس بازي

ب بازيهاي مخصوص دختران

 1-هراز گني ( تاب بازي )

 2- بويي بازكي ( عروس بازي )

 3- قاچون .

ابزار و وسايل بازيها :

در هر بازي متناسب با نوع بازي ابزار و وسايل آن مورد استفاده قرار مي گيرد مانند سنگ در بازي دال پلو ، كلاه در بازي كلاورنگي ، پشكل در چال پشكلي ، طناب در هراز گوني .

+ نوشته شده توسط الهام در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 و ساعت 18:6 |

موسيقي:

موسيقي لرستان از تنوع و پيشينه اي كهن برخوردار است :

  • موسيقي هاي آوازي ( كلامي )

  • موسيقي هاي سازي

 

الف موسيقي هاي آوازي ( كلامي )

1- آواهاي كار

  • برزگري

  • خرمنكوبي ( گاهوله )

  • شيردوشي ( گا دوشي )

  • مشك زني

  • برنج كوبي
     

2- آواهاي شادمانه ( عروسي )

  • سيت بيارم

  • بينا بينا

  • سوزه سوزه

  • بزران بزران

3- آواهاي عاشقانه

  • كچكله شيرازي

  • كوش طلا

  • گندم خر

  • آواهاي عاشقانه

  • كيودار

  • كلنجه زرد

  • بزران بزران
     

4- كلام هاي ديني

  • كلام هاي يارسان

5- مويه ها

  • سرلشونه

  • مور ( هوره )

 

6- آواهاي دلتنكي و غريبي

  • عليدوستي

  • مور

 

7- آواهاي حماسي

  • شيرين و خسرو

  • شاهنامه خواني لري ولكي

 

8- آواهاي طنز

  • ماست فروش

  • هورم هورم

  • هي را سي سله
     

9- آواهاي هجو

10- لالايي ها

 

ب موسيقي سازي

1-سازهاي لري

سرنا ، دهل ، كمانچه ( تال ) ، تنبك ( تمك ) ، دوزله ، بلور

 

2-مقام هاي شادي (عروسي)

رقص ( سنگين سما ، دوپا ، سه پا ، شانه شكي ، اشكاري )

نوع ساز ( سرنا ، دهل ، تنبك و كمانچه )

رقص و آواز ( بينا بينا ، كيودار ، كلنجه زرد )

 

3-مقام هاي سوگواري -نوع ساز ( دهل ، سرنا )

  • پاكتلي

  • چمري

  • سحري

  • شيوني

  • ياري
     

4-مقام هاي عاشقانه و دلتنگي( كمانچه ، تنبك )

  • قدم خير

  • کچكله شيرازي

  • اليسونه

+ نوشته شده توسط الهام در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 و ساعت 18:4 |
 

قبل از اين پست لازمه خودمو اول معرفي كنم:

طايفه:سگوند

   تيره:عاليخاني(چهارمير)

آگاهيهائي درباره ايلها و طايفه‌هاي لر خرم آباد  

در تابستان سال 1342 خورشيدي اداره كل موزه‌ها و فرهنگ عامه براي بررسي در زندگي مادي و معنوي مردم بخشي از غرب ايران، چند گروه از كارمندان خود را به آن سرزمين گسيل داشت. ما سه تن نيز به صورت يك گروه، دو ماه در بخشي از لرستان به بررسي پرداختيم و توانستيم كه مواد فراواني گرد آوريم. اين بررسيها بر طبق يك برنامه دهساله انجام مي گيرد كه از گوشه شمال غربي ايران آغاز شده است و اكنون به خوزستان رسيده است. 

اميد است كه بررسيهاي ما در جزو انتشارات اداره فرهنگ عامه چاپ و در دسترس همگان گذاشته شود. 

در زير ما نخست آگاهيهاي كوتاهي درباره سرزميني كه در آن به بررسي پرداخته‌ايم و ايلها و طايفه هاي آن مي دهيم و سپس آئين سوگواري را در آنجا (كه به شيوه كهن بازمانده) ياد مي كنيم. 

يوسف مجيد‌زاده ـ بيژن كلكي ـ حسين نادري 

سرزمين بررسي  

دسته‌هائي از ايرانيان كه در بخشي از باختري و مركز ايران مي نشينند «لر» ناميده ميشوند. لرها به دو دسته بزرگ بخش ميشوند يكي دسته‌اي كه همه طايفه‌هاي بختياري را در برمي‌گيرند و لر بزرگ ناميده ميشود و ديگر دسته اي كه لرهاي لرستان و خوزستان را در بر مي گيرد و لر كوچك ناميده ميشود. مرز ميان اين دو دسته رودخانه بختياري است. شهر خرم‌آباد مركز لر كوچك و همچنين مركز فرمانداري كل لرستان است و دوازده بخش به نامهاي زير دارد: 

1 ـ حومه 

2 ـ چَقَلْوَنْدي 

3 ـ دِلْفان 

4 ـ زاغِه 

5 ـ چِگِني 

6 ـ كوهدشت يا تَرْهان (طَرْهان) 

7 ـ سلسله يا اَلَشْتَر 

8 ـ وِيْسانْ يا كِرّه گاه 

9 ـ مَلاوي يا بالا گِريِوه 

10 ـ اَلْوارِ گرمسيري يا حسينيه 

11 ـ پاپي 

12 ـ صِيْمَرِه 

در هر يك از اين بخشها يك ايل يا چند طايفه مي‌نشينند. مردم اين سرزمين به دو گويش جداگانه لكي و لري سخن مي‌گويند

كه با يكديگر از نظر دستور و هم از نظر واژه‌ها فرق فراوان دارند.

لري به فارسي ادبي نزديكتر است و لكي به گويش كرمانشاهي. طايفه‌هائي كه در بخشهاي شمالي شهرستان خرم آباد مي نشينند به گويش لكي، و طايفه هائي كه در بخشهاي جنوبي آن زندگي مي كنند به گويش لري سخن مي گويند.   



 

تا اوايل پادشاهي اعليحضرت فقيد همه ايلها و طايفه هاي اين بخش چادرنشين بودند و تابستانها به سردسير و زمستانها به گرمسير كوچ مي كردند. هنگاميكه به فرمان آن شاهنشاه قرار شد كه ده‌نشين بشوند هر زمين به افراد طايفه اي كه در آن نشسته بود قسمت شد. در هنگام تقسيم اگر طايفه‌اي در گرمسير بود از زمينهاي گرمسير به افراد او رسيد و اگر در سردسير بود از زمينهاي سردسير. در نتيجه دسته‌هاي كوچكي از لكها (آنهائي كه به گويش لكي سخن مي گويند) در ميان لرها (آنهائي كه به گويش لري سخن مي گويند) و دسته‌هائي لرها در ميان لكها ماندند و تقريباً همه اين دسته‌ها با آنكه در هم شدند، هنوز گويش پيشين خود را نگاهداشته‌اند. 


 دو زن لر 


 

اينك در زير نام ايلها و طايفه‌ها و تيره‌هاي هر يك از بخشهاي خرم آباد را ياد مي كنيم: 

ـ بخشهاي چقلوندي: اين بخش در شمال خاوري خرم آباد است و از يك سو با شهرستان بروجرد و سوي ديگر با بخشهاي «الشتر»، «زاغه» و «پاپي» همسايه است. مردمان اين بخش همه از ايل «بيرانوند» هستند كه بزرگترين ايل خرم آباد است. تيره‌هايي از «بيرانوند»ها در بخشهاي «زاغه»، «كوه دشت» و «حسينيه » مي نشينند. اين ايل همه به لكي سخن مي‌گويند مگر تيره‌اي از آنها كه در «حسينيه» زندگي مي‌كنند. «بيرانوند»ها شيعه هستند و جمعيت آنها به هشت هزار تن مي رسد و به گفته خودشان در يك سرشماري كه در سده پيش صورت گرفت هجده هزار خانواده بوده اند. 

2 ـ بخش سلسله يا الشتر: اين بخش در شمال خرم آباد و در ميان بخشهاي «دلفان»، «چگني»، «زاغه» و «چقلوندي» قرار دارد و يكي از آبادترين بخشهاي لرستان است. از شمال خاوري با نهاوند و بروجرد همسايه است. در «سلسله» سه طايفه مي نشينند و هر سه به لكي سخن مي‌گويند و بزرگترين آنها طايفه «حسنوند» است كه نزديك به 30 هزار تن جمعيت دارد. دو طايفه ديگر يكي «يوسفوند» و ديگري «كليوند» ناميده مي شوند و هر يك پيرامون 10 هزار تن جمعيت دارد. 


 نمونه چادر سياهي كه مردم لرستان در آن زندگي و بيشتر در سرزمينهاي سرد سيري برپا ميدارند. 


ـ بخش دلفان: اين بخش شمالي‌ترين بخش شهرستان خرم آباد است و از يك سو با شهرستان هاي نهاوند، كنگاور، كرمانشاه و ايالم و از سوي ديگر با «بخشهاي چنگي و الشتر» همسايه است. اكنون در «دلفان» هشت طايفه زندگي مي‌كنند كه بزرگترين آنها طايفه «ميربك» است. اين طايفه پيرامون 60 هزار تن جمعيت دارد. طايفه هاي ديگر «موميوند»، «ايتيوند»، «كاكاوند»، «نور علي»، «اولاد قباد»، «سنجابي» و «چاواري» ناميده مي شوند. اين هشت طايفه همه به لكي سخن مي‌گويند. مردم اين بخش شيعه و اهل حق‌اند.   



 

ـ بخش زاغه: اين بخش در خاور خرم آباد و در ميان بخشهاي «ويسيان»، «پاپي»، «چقلوندي»، «الشتر» و «حومه» قرار دارد و در آن پنج طايفه به نامهاي «سگوند»، «قائدرحمت»، «دالوند»، «رازان» (آروان) و يار‌احمدي مي نشينند. بزرگترين اين طايفه‌ها «سگوند» است كه نزديك به 50 هزار تن جمعيت دارد و به دو تيره «عاليخاني» و «رحيم خاني» بخش مي‌شوند. عاليخاني‌ها در «زاغه» مي نشينند ولي «رحيم خانيها» در بيرون از اين بخش، در انديمشك، زندگي مي كنند اين پنج طايفه در گذشته به صورت يك ايل بزرگ به نام ايل «باجول وند» بودند. اين طايفه‌ها همه شيعه هستند و به لكي سخن مي گويند مگر سگوندها كه گويش لري دارند 


چند زن و مرد كشاورز لر پيرانوند در چاقوندي در حال شستن گندم. 


ـ بخش چگني: اين بخش در باختر شهرستان خرم آباد و در ميان بخشهاي «دلفان»، «الشتر»، «حومه»، «ويسيان»، «ملاوي» و «طرهان» قرار دارد. مردمان آن همه از ايل چگني هستند و به گويش لري سخن مي گويند. جمعيت ايل چگني پيرامون 35 هزار تن است و سه طايفه از آن در بخش ويسيان زندگي مي كنند و همه شيعه هستند.  

6ـ بخش كوه دشت يا طرهان: اين بخش باختري‌ترين بخشهاي لرستان است و از خاور با بخشهاي «ملاوي»، «چگني» و «دلفان» و از باختر و شمال و جنوب با شهرستان ايلام همسايه است. در اين بخش كه يكي از پرجمعيت‌ترين بخشهاي خرم آباد است، طايفه‌ها و تيره‌هاي بسياري زندگي مي كنند كه برخي از آنها به لري و برخي ديگر به لكي سخن مي گويند نام طايفه ها به شرح زير است: «امرائي»، «سوري»، «آدينه وند»، «آزاد بخت»، «گراوند»، «كوشكي»، «كوماني»، «گرمي»، «زروني» (ضروني)، «ريكا»، «زيودار»، «چهار قلعه»، «ابوالوفا»، «قلندري»، «رويش»، «كتوله» و «خليفه». 

گذشته از طايفه‌هاي بالا تيره‌هايي نيز در اين بخش زندگي مي كنند كه هر يك تيره اي از ايلها و طايفه هاي ديگر هستند. نام اين تيره‌ها به شرح زير است:   


 نمونه خانه‌هايي كه مردم لرستان در سرزمينهاي گرمسيري برپا ميدارند و آن را كپر مي‌نامند كپر را از ني و الياف گياهاني‌كه در مردابها مي رويد مي سازند و درون آن نسبتاً خنك است. 


«نور علي» از طايفه مير بك كه در بخش دلفان مي نشينند، «كوسه كوسه» از طايفه ميربك بخش دلفان، «مهكي» از طايفه كاكاوند بخش دلفان، «كاكاوند» از طايفه كاكاوند بخش دلفان، «اولاد قباد» از طايفه اولاد قباد بخش دلفان، «مال ـ امير» از طايفه يوسف وند بخش الشتر، «سادات» از طايفه بزرگ سادات است كه همه در لرستان پخش شده اند، «رشنو» ازطايفه بزرگ رشنو كه در همه لرستان پراكنده اند و به گفته خودشان در سراسر ايران نيز پراكنده شده اند، «شيرآوند» از ايل «چگني» و «كمالوند» كه تيره اي كوچك و جداگانه است.  

گذشته از طايفه‌ها و تيره هاي بالا دو تيره ديگر هم در بخش كوهدشت زندگي مي كنند كه هر دو پيشه‌ورند، يكي به نام «حدادها» كه پيشه شان آهنگري و مسگري است و براي بافتن كار و گذراندن زندگي به آبادي‌هاي اين بخش سفر مي‌كنند. ديگر«جيلاوند» كه كارشان جولائي است و براي مردم دهات كوهدشت جولائي مي كنند. 

همه مردم اين بخش شيعه هستند ولي طايفه هاي«ابول وفا» و «قلندري» و تيره هاي «نور علي» و «كوسه كوسه» اهل حق‌اند. گاهي در ميان طايفه هاي ديگر اين بخش نيز خانواده‌هايي از اهل حق ديده ميشوند. 

ـ بخش ويسيان: اين بخش در جنوب شهرستان خرم آباد قرار دارد و مردمان آن همه شيعه هستند و به لري سخن مي گويند. طايفه هاي«مير» و «بهاروند»و سه طايفه «شاه كرم»، «ويس كرم» و «عمد حسن» كه از ايل چگني هستند، در اين بخش زندگي مي كنند. گذشته از اين طايفه‌ها تيره هاي كوچك ديگري تيز در اين بخش ساكن اند به نامهاي: «سادات»، «بيرانوند»، «كبگان»، «جودكي» و «بومي». بومي‌ها به گفته خودشان از روزگاران كهن در اين بخش مي‌نشسته‌اند و جزو هيچ طايفه و ايلي نيستند.     


 دو دختر كوچك لر از نورآباد دلفان. 

 ويرانه چند دهانه از چهارده دهانه پل كشكان يكي از چهار پل باستاني كه بر روي رودخانه كشكان ساخته شده است. 


ـ بخش الوار گرمسيري: اين بخش جنوبي‌ترين بخش لرستان و با شهرستان انديمشك هم مرز است و مردم آن به گويش لري سخن مي گويند و طايفه هاي زير در آن مي نشينند . 

«بهاروند»، «مير»، «قلاوند»، «شيخ»، «زيد علي»(طايفه‌اي از ايل بيرانوند كه در بخش جقلوندي مي نشينند)همه اين طايفه‌ها (مگر طايفه زيد علي كه اهل حق هستند) پيرو آئين تشيع اند. 

ـ بخش پاپي : اين بخش كوهستاني است ولي راه آهن از آن مي گذرد و راه مالرو نيز دارد و در جنوب شرقي لرستان واقع است و با شهرستانهاي بروجرد، اليگودرز و دزفول همسايه است و مردم آن به گويش لري سخن مي گويند و همه شيعه هستند. گذشته از پاپيها طايفه هاي «كائد» (از بختياريهاي فولادوند) «گراوند» ، «قائد رحمت» و «شيخ» (كه جايگاه اصلي آن پيش از اين ياد شد) نيز در اين بخش مي نشينند. 

بايد يادآور شد كه در سرزميني كه در بررسي انجام گرفت تنها به سه ايل برخورديم «بيرانوند»، «چگني» و «پاپي».گروههاي ديگر اين طايفه ناميده مي شدند و سازمان ايلي نداشتند. 

ـ بخش صيمره يا سيمره: اين بخش در جنوب لرستان افتاده و رودخانه بزرگ صميره آن را از بخشهاي ديگر لرستان جدا ميكند. در شاخه اصلي رودخانه پلي وجود ندارد، در صورتي كه بر شاخه فرعي آن به نام كشكان ويرانه چهار پل باستاني باز مانده است. امروز آمد و شد مردم صميره با بخشهاي ديگر لرستان با«كلك» انجام مي‌گيرد (كلك چند خيك باد كرده به هم بسته است كه تخته‌هايي برروي آن مي اندازند و برروي تخته‌ها مي‌نشينند و با آن از آب مي‌گذرند). 

  بخش حومه: اين بخش آبادي‌هاي پيرامون خرم آباد را دربردارد و مردمان آن به يك گونه لري سخن مي‌گويند و خود را وابسته به هيچ طايفه و ايلي نمي شمارند. 


 يك دختر لر در ربط (يكي از آبادي‌هاي بخش الشتر) كه از كار دوشيدن گوسفندان باز مي‌گردد. 


ايلات وطوايف لرستان:

لرهاي لرستان به سان ساير نظام هاي ايلي و قبيله اي به ايلات و طوايف گوناگوني وابسته هستند و امروزه در نتيجه تحولات پنج دهه اخير ، ساختار اجتماعي آنها دچار دگرگوني فراواني گرديده است و كمتر ، موقعيت اجتماعي افراد براساس نسب و وابستگي هاي خانوادگي و طايفه اي مورد توجه قرار مي گيرد و بيشتر پايگاه اجتماعي آنان بصورت اكتسابي بوده و از راه وراثت و نسب مشخص نمي گردد .

طايفه جودكي:

  • آقا رضايي / تيره هاي وابسته

  • آقا ميرزايي / تيره هاي وابسته

ايلات دركوند:

  • مير

    • ميرآواس / تيره هاي وابسته

    • ميرعاليخاني / تيره هاي وابسته

    • تيرهاي وابسته / تيره هاي وابسته

  • بهاروند

    • مرالي ون ( مراد علي وند ) / تيره هاي وابسته

    • كردلي ون ( كردعلي وند ) / تيره هاي وابسته

  • قلاوند

    • متاون / تيره هاي وابسته

    • شون ون/ تيره هاي وابسته

    • ميرزا ون/ تيره هاي وابسته

    • تيره هاي وابسته/تيره هاي وابسته

 

ايل پاپي :

  • هادي - تيره هاي وابسته

  • مناصر - تيره هاي وابسته

طايفه چگني: تيره هاي وابسته

 

طوايف غير چگني در منطقه چگني:

  • تيلاوي(طولابي)

  • امير

  • حيات غيوي ( حيات غيبي )

  • يرحياتي

 

ايلات و طوايف طرحان و رومشگان:

  •  امرايي

  • سوري

  •  آزادبخت

  • كوشكي

  • آدينه ون ( آدينه وند)

  • گراون ( گراوند )

  • طوايف وابسته


ايل سگوند:

  • عاليخاني

  • دالون ( دالوند )

  • كاي رحمت ( قائد رحمت )

  • ياراحمد

  • آروان

 

ايل بيرن ون ( بيرانوند ) :

  • آلاهينان

    • مال اسي ( مال اسد ) / تيره هاي وابسته

    • مال قوا ( دو سه احمد ) / تيره هاي وابسته

    • شمسين( شمس الدين ) / تيره هاي وابسته

  • دشاينان

    • تيره هاي وابسته

 

ايل دلفان ( دلفو ):

  • ميروك

    • مال مومه

    • شاهي ون

  • ايوتوند ( ايتي ون )

  • اولاد قوا ( اولاد قباد )

  • نيرالي

  • كاكاون ( كاوند )

  • سنجاوي ( سنجابي )

  • فلك الدين

  • چوآري

  • كرمعلي

 

ايل حسنوند:

  • دوله شه

  • مي يفر

  • كاكول ون

  • خوانين

  • پولا

  • زودار ( زيودار )

  • سياه پوش

 

سلسله :

  • طايفه كولي ون 

    • فرخ شه

    • اصلو شه

    • بمار شه

    • كرم شه

  • طايفه يوسفوند 

    • چهار تخمه

    • پيركه

    • تركاشون

    • حق نير

 

طايفه قلايي :

  • مرحيم

  • ماشم

  • ياره

  • احمد

  • لركه

طايفه گله دار :

  • ويس وند

  • مول او

  • كرم

  • خميس ون

  • صحرايي

طايفه رك رك :

  • وژ زردي

  • دلي

  • زالوك

  • زعون

  • گرز گرزي

  • اورنگي

  • كاكي

اقليت هاي غير لر:

سادات : 

 

نام

زیستگاه

 

شهنشي وند

خرم آباد ، اطراف آن

 

طاهروند

خرم آباد تجره چنگايي

 

قاسم وند

خرم آباد

 

خلفوند

خرم آباد ، يا هر دو رود ، سيلاخور

 

ندروند

انگشته ، خرم آباد

 

شهر خوند

خرم آباد در بين طوايف جودكي ومير

 

مرتضي وند

دزفول و تعداد ي در بين طايفه قلاوند

سادات:

 

نام

زیستگاه

 

جزايري

خرم آباد

 

طباطبايي

بروجرد

 

زروني

چگني

 

چم داويد

چگني

 

لوتي ها :

 

تیره

وابسته به طایفه

 

للكه

چگني

 

بيساوند

خرم آباد كرگاه

 

كنار

قلاوند

 

حيدر

جودكي مير

 

شمسه

پاپي ، سگوند

 

يادگاري

سلسله

 

مراسل

طوايف طرحان و رومشكان

 

شامري

مير

 

روز بن

بيرانوند

 

ايل بختياري چهار لنگ:

  • محمود صالح 

    • ممزايي

    • محمود صالح

    • عمله جات

    • طوايف ميانكوه

     

  • مميون ( مميوند)

    • عيسوند

    • بساك

    • پولادوند

    • عود الون

     

  • كنورسي

    • زنگنه

    • كرد

    • ولواسي ( ابوالعباسي )

    • بکرد زنگنه

    • جانكي

    • منجيني

    • طوايف وابسته به ممبيني

     

  • زلكي ( زلقي )

    • تالي

    • هزاروسي

    • طوايف وابسته به زلقي

+ نوشته شده توسط الهام در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 و ساعت 17:57 |
آبشار آب سفيد اليگودرز لرستان بعد از اسلام

اعراب مسلمان در نيمه نخست قرن اول هجري امپراتوري ساساني را منقرض ساخته و تمامي نواحي آن منجمله لرستان را به تصرف در آوردند . پيروزي اعراب مسلمان تاثير ژرفي در فرهنگ مردم لر ستان و ديگر نواحي نهاد زيرا مردم با پذيرش آيين اسلام بخشي از فرهنگ باستاني نياكان خود را به فراموشي سپردند . با اين حال توانستند نه تنها زبان بلكه بسياري از جنبه هاي فرهنگ كهن را زنده نگهدارند .

طي دو قرن ونيم از نيمه اول قرن يكم تا اواخر قرن سوم هجري استانهاي لرستان و ايلام كنوني مستقيما زير نظر خلفا اداره مي شدو خراج آنها به حكام كوفه پرداخت مي شد .از قرن سوم هجري به بعد ،با روي كار آمدن حكومتهاي محلي در غرب ايران منجمله دولت شيعي مذهب آل بويه لرستان تحت تابعيت حكومت مزبور قرار گرفت و از نفوذ خلفا كاسته شد .

در فاصله سالهاي 348 تا 406 هجري يعني نزديك به نيم قرن در درون قلمرو آل بويه ،لرستان به تصرف دودماني از كردان ،معروف به ((برزيكاني ))در آمد كه در تاريخ به ((آل حسنويه)) شهرت يافته اند . موسس اين سلسله حسنويه بن حسين برزيكاني بود كه قسمت عمده كردستان ،كرمانشاه و همدان را تحت كنترل داشت . بعد از وي پسرش ((بدر ))جانشين وي شد . او لرستان را نيز ضميمه قلمرو خود ساخته و شهر شاپور خواست (خرم آباد )و دژ مشهور آن (قلعه فلك الافلاك ) را پايتخت و مركز حكمراني خود قرار داد. بدر در آباداني و عمران لرستان كوشيد و به ساخت ابنيه عام المنفعه همت گماشت .

طولي نكشيد كه او بزرگترين امير غرب ايران گرديد و مورد توجه سلاطين آل بويه و خليفه عباسي واقع شد و از طرف خليفه عباسي به ((ناصر الدوله)) ملقب گرديد .سالهاي پاياني زندگاني بدر در نزاع و كشمكش با پسرش ((هلال ))سپري شد بطوري كه بارها موجبات دخالت آل بويه را فراهم آورد و شهر شاپور خواست چندين بار به تاراج رفت. اين سلسله سرانجام به سال 406 هجري توسط آل بويه منقرض گرديد.

پس از انقراض سلسله آل حسنويه مدت كوتاهي لرستان زير فرمان خاندان كاكويه كه شعبه اي از آل بويه بودند قرار گرفت . در نيمه نخست قرن پنجم هجري تركان سلجوقي به ايران يورش آوردند و در اندك زماني شرق و غرب ايران را در نور ديدند و به حاكميت غزنويان و آل بويه بر ايران خاتمه دادند . لرستان در سال 435 هجري به تصرف ((ابراهيم ينال )) برادر طغرل سلجوقي درآمد . ابراهيم ينال شهر شاپور خواست (خرم آباد ) را به محاصره در آورد و علي رغم دفاع شجاعانه مردم آن شهر ، او موفق گرديد شهر را اشغال نموده و كشتار و ويراني فراواني به بار آورد و مرتكب انواع جنايات گردد. بدين ترتيب لرستان تحت سيطره تركان سلجوقي درآمد و جزئي از امپراطوري آنان شد .

در دوره سلجوقي دودماني از تركان سلجوقي موسوم به ((برسقيان ))بر لرستان حاكميت يافت . برسقيان از حكام و عمال موثر و مشهور روزگار سلاجقه بودند . مركز حكمراني آنان شهر شاپور خواست و الشتر بوده است . هم اكنون يك سنگ نوشته به تاريخ 513 هجري مربوط به امير اسفهسالار كبير ، ابوسعيد برسق بن برسق در شهر خرم آباد و چند سنگ قبر از اين دودمان در شهر الشتر وجود دارد كه ياد آور حاكميت اين خاندان بر لرستان است سلسله برسقي سرانجام پس از روي كار آمدن اتابكان لر كوچك بر افتاد و به خارج از لرستان رانده شدند.


 

+ نوشته شده توسط الهام در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 و ساعت 17:7 |
درياچه گهر

جاذبه هاي طبيعي لرستان

دریاچه گهر بزرگ ( کله گهر ): در منطقه حفاظت شده اشترانکوه و در ارتفاع 2400 متری از سطح دریا قرار گرفته است. عمق دریاچه حداکثر به 28 متر و مساحت سطح آبی آن به حدود 100 هکتار می رسد.

دریاچه گهر کوچک ( کره گهر ): ارتفاع آن از سطح دریا 2450 متر، مساحت تقریبی آن 7 هکتار، طول آن 500 متر، عرض آن حدود 150 متر و حداکثر عمق آن در حدود 4 متر است.

تالاب بیشه دالان بروجرد: این تالاب زیستگاه پرندگان مهاجر در فصل زمستان و نیز پرندگان بومی و تامین کننده بخشی از آب منطقه است.

دریاچه کیو در خرم آباد: این دریاچه در پارکی زیبا در شمال خرم آباد با چشم اندازی دلنشین واقع شده و از امکانات تفریحی و سیاحتی نیز برخوردار است.

تالاب های پل دختر: این تالابها در جنوب لرستان واقع شده اند. در تابستان دارای هوای گرمسیری و در زمستان معتدل می باشند. ارتفاع این منطقه به طور متوسط 600 متر از سطح دریا است و تالابهای مهم آن عبارتند از: گری جمجمه، تکانه لفانه، آب تاف، کبود و گری بلمک که وسعت این تالابها جمعاً 35 هکتار می باشد. این تالابها در زمستان محل زیست انواع پرندگان مهاجر هستند.

+ نوشته شده توسط الهام در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 و ساعت 17:2 |

قلعه فلك الافلاك_خرم آباد

قلعه فلک الافلاک

این قلعه زیبا و دیدنی با 5300 متر مربع مساحت بر فراز تپه ای در مرکز شهر خرم آباد، با چشم اندازی فوق العاده زیبا قرار گرفته است. حریم این تپه باستانی، از شرق و جنوب غربی به رودخانه خرم آباد و از غرب به خیابان و محله دوازده برجی و از سمت شمال به خیابان فلک الافلاک محدود می شود. نام قدیم آن که به دوران ساسانیان بر می گردد، دژ شاپور خواست بوده و دارای 8 برج مدور و دیوارهای بلند و مستحکم است. وسعت محوطه باستانی که محل واقعی تحولات تاریخی بناست، حدود 400×300 متر مربع و ارتفاع تپه با احتساب دیوارهای بنا از سطح خیابانهای مجاور حدود 40 متر است. فضای داخلی بنای فعلی به چهار تالار نسبتاً بزرگ حول دو حیاط و تعدادی تالار و اتاق تقسیم شده است. ابعاد حیاط اول 5/22×31 متر و ابعاد حیاط دوم 21×29 متر است. در ورودی بنا در سمت شمال و در بدنه برج شمال غربی تعبیه شده است. آب قلعه به وسیله یک حلقه چاه با عمق 40 متر تامین می شده که در حال حاضر نیز قابل بهره برداری است.
این قلعه با اشراف کامل بر اطراف، محل امن و سنگری محکم برای حکام در مقابله با مخالفان بوده و در برخی موارد نیز به عنوان مرکز حکومت منطقه ای و حتی کاروانسرا مورد استفاده قرار می گرفته است. قبل از انقلاب اسلامی از قلعه به عنوان زندان استفاده می شده است. مصالح بنای فعلی مرکب از خشت، آجر، سنگ و ملات است. پیدایش شهر خرم آباد از این قلعه بوده و به تدریج در اطراف آن توسعه یافته است. چشمه ای با آب زلال و خنک به نام گلستان در تمام سال از زیر قلعه جاری است که با استخر و پارک موجود، زیبایی خاصی به حاشیه قلعه داده است.
این بنا علاوه بر ویژگیهای معماری پر صلابت، گنجینه ای منحصر به فرد نیز دارد. این گنجینه دارای بخش های باستان شناسی و مردم شناسی است و ابزارهای سنگی عهد حجر، سفالینه های پیش از تاریخ، مهرهای متنوع سنگی، اشیای بی نظیر و مقدس مفرغی، ظروف و اشیای مربوط به دوران اسلامی و نمونه هایی از سنگ مزارهای منقوش لرستان را در دل خود جای داده است. در فضای داخلی این قلعه، به غیر از مجموعه موزه، کتابخانه تخصصی، آزمایشگاه تحقیقاتی مرمت آثار تاریخ و چایخانه نیز دایر شده و در حال بهره برداری است. این اثر بزرگ فرهنگی، به شماره 883 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.

مناره آجری

این بنا با قدمتی در حدود 900 سال در جنوب خرم آباد و در کناره شهر قدیمی شاپور خواست بر روی پایه سنگی برپا شده و حدئود 30 ارتفاع دارد. قطر سطح تحتانی آن 5/5 متر است و با پیمودن 29 پله دورانی می توان به بام مناره صعود نمود. ظاهراً از آن برای هدایت کاروانهایی که به سمت شهر قدیمی شاپور خواست می آمده اند استفاده می شده است. هم اکنون نیز از فراز آن می توان دورترین چشم اندازهای زیبای شهر را مشاهده کرد. این اثر به شماره 1930 در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است.

سنگ نوشته

در شرق خرم آباد و در مسیر جاده ای که به خوزستان منتهی می شود، سنگ مکعب مستطیل شکلی قرار دارد که در چهار طرف آن کتیبه هایی به خط کوفی نقش شده است که حکایت از دو فرمان مبنی بر ممنوعیت ارتکاب برخی سنت های ناپسند و بخشش محدوده چرای دام برای اهالی منطقه است. این کتیبه ها متعلق به اوایل قرن ششم هجری قمری ( دوران سلجوقی ) است. این اثر با شماره 318 در فهرست آثار ملی، ثبت شده است.

گرداب سنگی

در شمال غربی خرم آباد و در دامنه کوه، چشمه ای قرار دارد که در اطراف آن دیواره ای سنگی به شکل استوانه کشیده شده است. بلندی دیوار از کف چشمه 18 متر و دارای یک دریچه بزرگ است که در گذشته آب چشمه از این دریچه به وسیله نهرهایی به دره ای در جنوب غربی خرم آباد جاری می شده و مورد استفاده اهالی آن دره قرار می گرفته است. این بنا مربوط به دوره ساسانیان و از مصالح سنگ و گچ ساخته شده و به شماره 1174/3 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.

پل شاپوری( پل شکسته )

این پل یکی از شاهکارهای معماری دوره ساسانیان محسوب می شود و در جنوب شهر خرم آباد واقع شده است. این پل حدود 230 متر طول و بیش از 19 چشمه طاق داشته که در حال حضار فقط 5 چشمه طاق از آنها بر جای مانده است. مصالح این پل از سنگ، ملات گچ و ساروج است که با ویژگیهای فنی بسیار ارزشمندی ساخته شده است. این پل بخشهای غربی لرستان را به شرق خرم آباد و از آنجا به خوزستان متصل می کرده و به همین لحاظ از اهمیت خاصی برخوردار است. این پل با شماره 1051/2 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است
+ نوشته شده توسط الهام در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 و ساعت 17:0 |

 

پل شكستهاستان

موقعيت جغرافيايي واقليم لرستان

لرستان سرزميني زيبا با آب و هواي دلپذير و محصوردركوههاي مرتفع و صعب العبور است كه بين 46درجه و51دقيقه تا 50 درجه و22 دقيقه عرض شمالي درسلسله جبال زاگرس مياني واقع شده است. اين استان از شمال به استانهاي مركزي و همدان ,از شرق به استان اصفهان ,از جنوب شرقي به چهار محال وبختياري ,از جنوب به استان خوزستان و از غرب به استان كرمانشاه و ايلام محدود است.

 

استان لرستان با مساحت 28064 كيلومتر مربع در غرب كشور پهناور ايران واقع و7/1 درصد مساحت كشور را به خود اختصاص داده است . اين استان با بيش از 1600000 نفر جمعيت 6/2 درصد جمعيت كشور را دارا مي باشد . بنابراين استان لرستان از حيث مساحت و نيز جمعيت رتبه چهاردهم را بين استانهاي كشور حائز گرديده است.

 

استان لرستان داراي 9 شهرستان ، 25 بخش ، 12 شهر ، 81 دهستان و 2842 آبادي مسكوني مي باشد .

وضعيت مناسب اقليمي و آب و هوايي استان وضعيت مطلوبي جهت رشد و توسعه بخشهاي مختلف اقتصادي فراهم كرده است . وجود آثار متعدد باستاني كه مؤيد سابقة درخشان فرهنگي است همراه با جاذبه هاي فراوان گردشگري از جمله ويژگيهاي ممتاز لرستان مي باشند . اين استان با مردمي سخت كوش نه تنها در مرزهاي داخلي ، كه در دوره جنگ تحميلي نقش اصلي را در ايجاد امنيت براي كشور ايفا نموده است .

به گونه اي اين استان عليرغم نداشتن مرز مشترك با عراق دومين استان خسارت ديده از جنگ تحميلي بوده و تقديم بيش از 22 هزار شهيد و ايثارگر به جمهوري مقدس اسلامي نيز خود به تنهايي مؤيد اين ادعا مي باشد .

استان لرستان داراي اقاليم مختلف و متنوع بوده ، به طوريكه شمال آن با آب وهواي سرد شروع و جنوب آن به اقليم گرم ختم مي شود . تنوع وسيع آب و هوايي در استان شرايطي به وجود آورده كه در بسياري از متون از آن به عنوان شمايي از كشور پهناور ايران اسلامي منهاي مناطق كويري ياد كرده اند .

ميانگين بارندگي استان 8/606 ميلي متر است .

+ نوشته شده توسط الهام در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 و ساعت 16:58 |
 

درياچه گهر

لرستان پيش از تاريخ

بنا به عقيده بسياري از باستان شناسان ،لرستان ازچهل هزار سال پيش به وسيله اقوامي كه به علت نداشتن خط ،هويت آنها ناشناخته مانده ،مسكون بوده است .در اين عهد انسان پيش ازتاريخ در شكاف هايي كه در جوانب پر درخت كوهها حفر مي شد و يا غالبا در يكي از غارها يا پناهگاههاي سنگي متعدد زندگي كرده و از طريق شكار و جمع آوري دانه هاي وحشي امرار معاش ميكرد .

 

بطور كلي بازمانده هاي فرهنگي جوامع پيش ازتاريخ لرستان بيانگر آن است كه اين جوامع به تدريج مراحل تكامل فرهنگي ازجمله دوره پارينه سنگي ،ميان سنگي، نوسنگي و شهر نشيني را پشت سر گذاشته اند .

بدين ترتيب لرستان از نظر باستان شناسي يكي از مراكز مهم است ،زيرا از جمله معدود سرزمين هايي است كه انسان براي اولين بار به اهلي كردن حيوانات و نباتات پرداخته يا به عبارت ديگر سخن زندگي ده نشيني و كشاورزي را كه لازمه پيدايش تمدن است ،آغاز كرده است.

لرستان در دوره تاريخي

در هزاره سوم پيش از ميلاد ،اقوام دشت بين النهرين (بابليان _سومريان )وارد مرحله تاريخي شدند و بر اثر متوني كه در باره تاريخ مملكت خود وهمسايگانش باقي گذاشته اند تا اندازه اي به روشن شدن زواياي تاريخ مملكت خود و همسايگان ايران كمك نمودند

در اين متون اشاره به اقوامي شده است كه در شرق بين النهرين يعني سرزمين ايران ساكن بودند .اين اقوام از جنوب به شمال عبارت بودند از :عيلاميان و كاسيهاكه در بخشهايي از لرستان سكونت داشته اند .بنابراين اين دو قوم قديمي ترين ساكنين لرستان به شمار مي آيند كه نام آانها در متون تاريخي ثبت گرديده است .اينك به اختصار به شرح هر يك از اين دو قوم ميپردازيم :

 

 

لرستان در دوره عيلاميان

نخستين قومي كه بر لرستان حاكميت داشته است ،عيلاميان بوده اند . آنها از نژاد بومي ايران (آسيانيك ) بوده و از چگونگي تشكيل جوامع و ابتداي تاريخ ايشان اطلاع درستي در دست نيست . ولي آنچه مسلم است ،از اوايل هزاره چهارم و پيش از ورود اقوام آريايي به ايران ، موفق به ايجاد دولتي در بخشهايي از سرزمين ايران شده اند. دولت عيلام شامل خوزستان، لرستان امروزي، پشتكوه و كوههاي بختيار ي بوده است . بابليها اين سرزمين را ((الام )) يا ((الامتو ))يعني كوهستان و شايد كشور طلوع خورشيد مي ناميدند .

 

شهر هاي عمده آن عبارت بودند از : شوش ،اهواز ،ماداكتو (صيمره – دره شهر )و خايدالو كه در جاي خرم آباد امروزي بوده است .بنا به گفته ((والترهينتس))شهر خرم آباد در عهد عيلاميان گويا پايتخت سلسله اي بنام سيماشكي بوده است . عيلاميها در مدت چند هزار سال هويت خود را در برابر اقوامي نيرومند چون سومريها ،آكديها ،بابليها و آشوريها همچنان حفظ كردند و عاقبت به جهت اختلافهاي داخلي و جنگلهاي خانگي از دشمن خود آشور شكست خوردند (654 ق.م) و از صفحه روزگار به عنوان دولتي مستقل بر افتادند.

 

لرستان در دوره كاسيها

قوم ديگري كه همزمان و به موازات عيلاميها بر بخشهايي از لرستان تسلط داشته ،كاسيها هستند .در مورد ريشه نژادي اين قوم كه گويا در مناطق شمالي و غرب لرستان اقامت داشته اند ،اختلاف نظر وجود دارد . عده اي از محققان و باستان شناسان آنها را بوميان نخستين لرستان دانسته و تعداد زيادي آنان را شعبه اي از قوم آريايي پنداشته كه پيش از ديگر اقوام آريايي ماد و پارس به ايران مهاجرت كردند و پس از مدتي اقامت در كوههاي قفقاز و سواحل درياي خزر سر انجام به سلسله جبال زاگرس پناه برده و در كوههاي لرستان اقامت گزيده و پس از آميزش با بوميان محل باني تمدن تازه و درخشان شده اند .به هر حال علي رغم اظهاراتي كه درباره ريشه نژادي اين قوم بيان شده ،آنان در زمان خود متمدن ترين ملل عصر خود بوده اند.

 

كاسيها چيره دستي فوق العاده اي در ساختن مصنوعات مفرغي به دست آوردند .آنان مهمترين قبايل كوهستاني زاگرس شمرده ميشدند و پيشه دامداري داشته و با زباني كه با عيلامي قرابت داشت سخن ميگفتند .آنان سوار كاراني دلير و جنگجو بودند و بارها با همسايگان خود از جمله عيلاميها و بابليها در افتادند.آنها حتي توانستند دولت بابل را سرنگون ساخته و مدت شش قرن بر آن سرزمين حكمراني نمايند .حكومت كاسيها بر بابل در نتيجه شكست از عيلاميها به پايان رسيد .آنها پس از شكست از عيلاميها به سرزمين كوهستاني خود يعني لرستان بازگشتند .

 

 

لرستان در دوران ماد ،هخامنشي ،سلوكي ،و اشكاني

كاسيها در دوران حكومتهاي ماد و هخامنشي همچنان استقلال و اقتدار خويش را حفظ نموده و شاهان هخامنشي كه ميخواستند جهت لشگركشي به ساير نقاط سپاهي را از قلمرو آنها عبور دهند ،مجبور بودند به روساي اين قوم باج بپردازند .اسكندر مقدوني هم در هجوم به ايران چون اين طايفه را مطيع نميديد، با قوايي عظيم آنان را محاصره و پس از چهل روز وادار به تسليم كرد .ولي پس از مرگ اسكندر دوباره آزادي خود را باز يافتند .

 

بطور كلي راجع به نفوذ و فرمانروايي مادها و هخامنشيان در لرستان اطلاع زيادي در دست نيست ، ولي سكه هايي از سلوكيه ها و آثار قلعه ها و قبور و تپه ها و چند معبد مهر پرستي از دوره اشكانيان به جا مانده است كه شاخص آنها سكه هايي به دست آمده از اين آثار است ، از آن جمله ميتوان به غار (كوگو ) Kogo  وقبور اشكاني در دهكده (چمشك) chameshk  و ستون سر ستونهاي سنگي از دهستان (تشكن)Teshken  واقع در بخش چگني اشاره نمود.

 

لرستان در عهد ساسانيان

لرستان در دوره ساسانيان ، از لحاظ تقسيمات كشوري جزو سرزمين ((پهله ))يا ((پهلو ))محسوب مي شد. يعني سرزميني كه بعدها توسط اعراب جبال خوانده شد .

سرزمين پهله خود به نواحي كوچكتري تقسيم مي گرديد. چنانكه لرستان و منطقه غربي آن يعني پشتكوه (ايلام )را به ترتيب به ((مهرگان كدك ))و ماسبذان ناميده مي شد. اين دو نام تا قرون نخستين اسلامي همچنان به اين نواحي اطلاق مي شد و با تغيير در اعراب آنها مهر جانقذق و ماسبذان خوانده مي شدند . از شهرهاي مشهور منطقه مهرگان كدك يا لرستان عهد ساساني شهرهاي صيمره و شاپور خواست (خرم آباد )را مي توان نام برد. شهر صيمره حاكم نشين منطقه و شاپور خواست كه گفته ميشود توسط شاپور (اول) بنا نهاده شده بود از شهرهاي آباد و پر رونق دوره ساساني محسوب مي گرديد .

 

آثار و شواهد گوناگون تاريخي حكايت از آن دارد كه لرستان در زمان ساسانيان از عمران و آباداني بسزايي برخوردار بوده است شاهان ساساني توجه خاصي به اين ناحيه مي كردند به طوري كه چند پل عظيم كه از شاهكارهاي معماري به شمار مي آيند ساختند و بر اثر همين توجه شهرهاي آن آباد گرديد و زراعت و صنعتش رونق يافت .

در عهد ساساني لرستان هميشه در دست يك نفر فرماندار بود كه از خاندان معروف مهرگان (مهران ) و يكي از هفت خانواده اي بود كه در تاسيس سلطنت ساسانيان به اردشير بابكان ياري رساندند. آخرين حاكم ساساني لرستان همان هرمزان معروف است كه مقر حكمراني او در شهر صيمره قرار داشت .لرستان در سال 21 هجرت پس از فتح نهاوند به تصرف مسلمين در آمد و هرمزان نيز اسير گشته به نزد عمر در مدينه فرستاده شد و سرانجام در آن جا در گذشت .

Ý

 

لرستان بعد از اسلام

همانگونه كه اشاره شد ، اعراب مسلمان در نيمه نخست قرن اول هجري امپراتوري ساساني را منقرض ساخته و تمامي نواحي آن منجمله لرستان را به تصرف در آوردند . پيروزي اعراب مسلمان تاثير ژرفي در فرهنگ مردم لر ستان و ديگر نواحي نهاد زيرا مردم با پذيرش آيين اسلام بخشي از فرهنگ باستاني نياكان خود را به فراموشي سپردند . با اين حال توانستند نه تنها زبان بلكه بسياري از جنبه هاي فرهنگ كهن را زنده نگهدارند .

 

طي دو قرن ونيم از نيمه اول قرن يكم تا اواخر قرن سوم هجري استانهاي لرستان و ايلام كنوني مستقيما زير نظر خلفا اداره مي شدو خراج آنها به حكام كوفه پرداخت مي شد .از قرن سوم هجري به بعد ،با روي كار آمدن حكومتهاي محلي در غرب ايران منجمله دولت شيعي مذهب آل بويه لرستان تحت تابعيت حكومت مزبور قرار گرفت و از نفوذ خلفا كاسته شد .

 

 در فاصله سالهاي 348 تا 406 هجري يعني نزديك به نيم قرن در درون قلمرو آل بويه ،لرستان به تصرف دودماني از كردان ،معروف به ((برزيكاني ))در آمد كه در تاريخ به ((آل حسنويه)) شهرت يافته اند . موسس اين سلسله حسنويه بن حسين برزيكاني بود كه قسمت عمده كردستان ،كرمانشاه و همدان را تحت كنترل داشت . بعد از وي پسرش ((بدر ))جانشين وي شد . او لرستان را نيز ضميمه قلمرو خود ساخته و شهر شاپور خواست (خرم آباد )و دژ مشهور آن (قلعه فلك الافلاك ) را پايتخت و مركز حكمراني خود قرار داد. بدر در آباداني و عمران لرستان كوشيد و به ساخت ابنيه عام المنفعه همت گماشت .

 

طولي نكشيد كه او بزرگترين امير غرب ايران گرديد و مورد توجه سلاطين آل بويه و خليفه عباسي واقع شد و از طرف خليفه عباسي به ((ناصر الدوله)) ملقب گرديد .سالهاي پاياني زندگاني بدر در نزاع و كشمكش با پسرش ((هلال ))سپري شد بطوري كه بارها موجبات دخالت آل بويه را فراهم آورد و شهر شاپور خواست چندين بار به تاراج رفت. اين سلسله سرانجام به سال 406 هجري توسط آل بويه منقرض گرديد.

پس از انقراض سلسله آل حسنويه مدت كوتاهي لرستان زير فرمان خاندان كاكويه كه شعبه اي از آل بويه بودند قرار گرفت . در نيمه نخست قرن پنجم هجري تركان سلجوقي به ايران يورش آوردند و در اندك زماني شرق و غرب ايران را در نور ديدند و به حاكميت غزنويان و آل بويه بر ايران خاتمه دادند . لرستان در سال 435 هجري به تصرف ((ابراهيم ينال )) برادر طغرل سلجوقي درآمد . ابراهيم ينال شهر شاپور خواست (خرم آباد ) را به محاصره در آورد و علي رغم دفاع شجاعانه مردم آن شهر ، او موفق گرديد شهر را اشغال نموده و كشتار و ويراني فراواني به بار آورد و مرتكب انواع جنايات گردد. بدين ترتيب لرستان تحت سيطره تركان سلجوقي درآمد و جزئي از امپراطوري آنان شد .

 

در دوره سلجوقي دودماني از تركان سلجوقي موسوم به ((برسقيان ))بر لرستان حاكميت يافت . برسقيان از حكام و عمال موثر و مشهور روزگار سلاجقه بودند . مركز حكمراني آنان شهر شاپور خواست و الشتر بوده است . هم اكنون يك سنگ نوشته به تاريخ 513 هجري مربوط به امير اسفهسالار كبير ، ابوسعيد برسق بن برسق در شهر خرم آباد و چند سنگ قبر از اين دودمان در شهر الشتر وجود دارد كه ياد آور حاكميت اين خاندان بر لرستان است سلسله برسقي سرانجام پس از روي كار آمدن اتابكان لر كوچك بر افتاد و به خارج از لرستان رانده شدند.

 

لرستان در دوره اتابكان لر كوچك :(570 _1006 ق)

امپراطوري سلجوقي در نيمه دوم قرن ششم هجري از هم فرو پاشيد در نتيجه حكومتهاي محلي مختلفي از گوشه و كنار اين امپراطوري سر براورد .يكي از اين حكومتهاي محلي اتابكان لر كوچك بود كه در منطقه لرستان و ايلام (لر كوچك )تشكيل گرديد .موسس اين سلسله كه به نام جد آن ،خورشيد به(خورشيدي) نيز شهرت دارد ،شجاع الدين خورشيد است .وي كه از سركردگان يكي از طوايف لرستان موسوم به(جنگروي )بود ،ابتدا در خدمت حسام الدين شوهلي ،از امراي ترك سلجوقي حاكم خوزستان و لرستان به سر ميبرد و سپس از جانب او به حكومت لرستان گمارده شد .

 

به دنبال ضعف و تجزيه امپراطوري سلجوقي شجاع الدين خورشيد نيز همچون امراي بلاد ديگر فرصت را مغتنم شمرده ،لرستان را در قبضه اختيار گرفته و بر خود عنوان اتابك (واژهاي تركي كه از اتا به معني پدر و بيگ يعني بزرگ است )نهاد و بدين ترتيب سلسله اتابكان لر كوچك را بنيان نهاد و جانشينانش كه تعداد آنهارا 24تن ذكر كرده اند نزديك به چهار قرن و نيم ،از سال 570 تا 1006هجري قمري بر لرستان فرمانروايي نمودند .اتابكان لر كوچك باهردسيسه اي توانستند موقعيت و اقتدار خود را تا اواسط دوره صفوي با گردن نهادن به يوغ فرمانروايان وقت ايران از جمله سلاطين خوارزمشاهي ،مغولان ،تيموريان ،تركمانان ، قراقويونلو و اق قو يونلو و در پايان پادشاهان صفوي حفظ نمايند .از اتابكان لر كوچك چند تن با درايت و سياست بودند كه از آن جمله شجاع الدين خورشيد موسس سلسله ، حسام الدين خليل (حدود 640هجري )،ملك عزالدين (804_750 ه ق )كه حمله تيمور به لرستان در زمان شاه عباس (اول)صفوي با كشته شدن شاهورديخان آخرين اتابك لر به پايان رسيد .

 

 

لرستان در دوره واليان لرستان : (1006 _1348 ق)

بعد از انقراض سلسله اتابكان لر كوچك توسط شاه عباس (اول )اداره حكومت لرستان به ((حسين خان والي ))از بستگان شاهورديخان آخرين اتابك لر سپرده شد. زمامداري واليان از 1006 تا 1348هجري به طول انجاميد و حكمراني آنها همزمان با سلسله صفويه ،افشاريه ،زنديه، قاجاريه و پهلوي بود .حكومت واليان تا اوايل دوره قاجار شامل پشتكوه (ايلام ) و پيشكوه (لرستان ) ميشد .ولي از اوايل دوره قاجار بنا به دلايلي كه خواهد آمد تنها به پيشكوه محدود گرديد .

 

واليان لرستان از لحاظ قدرت سياسي و استقلال به پاي اتابكان نمي رسيدند .ولي برخي از آنها همچون ((علي مردان خان از اقتدار فوق العاده اي برخوردار بود .خدمات اين سردار دلير و نام آور لرستاني در برابر هجوم افغانها در پايان دوره صفوي و مقاومت سر سختانه او در برابر قواي عثماني و همچنين رشادتهاي فراوان وي در ركاب نادر شاه افشار جهت بر قراري صلح و ثبات و دفع متجاوزان از كشور ،بسيار در خور توجه و تحسين انگيز است .

 

مركز حكمراني اتابكان لر كوچك شهر خرم آباد بود .بطور كلي اتابكان لر كوچك در آباداني ،عمران و برقراري امنيت در لرستان كوشش ميكردند .از اين رو لرستان در دوره مذكور يكي از آبادترين و پر رونق ترين ايالتهاي ايران محسوب ميشد .اين سلسله نخستين حكومت لر تباري بود كه در لرستان به وجود آمد و بسياري از ويژگيهاي فرهنگي و اجتماعي مردم لرستان در اين دوره شكل گرفت .

 

 

لرستان در دوره قاجار و پهلوي

همان گونه كه اشاره شد ،تا پيش از روي كار آمدن قاجاريه تمام منطقه لرستان زير نظر والي(حسين خان)به صورت سرزميني نيمه مستقل اداره ميشد و مركز آن شهر خرم آباد بود .اما پس از به قدرت رسيدن قاجاريه تغييرات چشمگيري در لرستان صورت گرفت .آقا محمد خان ،باني سلسله قاجاريه ،به علت كينه اي كه از لر هاي زنديه در دل داشت نسبت به همه لرها با ديده دشمني مي نگريست واسباب ضعف اين قوم را به هر نحوي كه توانست فراهم آورد چنانكه برخي از طوايف لرستان را به قزوين كوچانيد . همچنين چون واليان لرستان را رقيبي خطر ناك ميپنداشت در تضعيف آنها كوشيد .

 

جانشين او يعني فتحعلي شاه به تجزيه لرستان پرداخت . چنانكه پشتكوه را مجزا كرد و نفوذ واليان را به همان منطقه محدود ساخت . از آن پس لرستان (پيشكوه ) مستقيما زير نظر ماموران قاجار كه اغلب آنها از شاهزادگان و اطرافيان دربار بودند اداره مي شد .

 

لرستان تا پيش از تسلط قاجارها ايالتي نسبتا آباد و يك پارچه بود ولي در سايه بي تدبيري ، بيداد گري و استبداد شاهزادگان و عمال قاجار كه جز به دنبال سود شخصي و چپاول مال مردم نبودند ،به تدريج رو به ويراني نهاد .اقتصاد منطقه به سختي آسيب ديد و هرج و مرج و نا امني همه جا را گرفت ،از ميزان جمعيت كاسته گرديد. بسياري مجبور به مهاجرت گرديده و يا به زندگي كوچ نشيني روي آوردند و طوايف مختلف به جان هم افتادند و اين فرايند بخصوص در اواخر دوره قاجار شدت بيشتري يافت .با سقوط سلسله قاجار و روي كار آمدن رضا خان در سال 1299 هجري شمسي اقداماتي عليه بعضي ايالات از جمله لرستان به عمل آمد كه منجر به در گيريهايي شديد بين قواي دولتي و ايلات و عشاير لرستان گرديد .اين درگيريها از 1300 تا 1312 به جنگ و گريز ادامه داشت .

Ý

ما سر انجام عشاير لر شكست خوردند و لرستان و پشتكوه هر دو به تصرف قواي دولتي درآمدند با روي كار آمدن دودمان پهلوي اگر چه به ملوك الطوايفي و هرج ومرج لرستان تا اندازه اي پايان داده شد و منجر به پاره اي اصلاحات شد ، ولي از آنجا كه سياست دولت مبتني بر تمركز امكانات در تهران و چند شهر ديگر بود بسياري از مناطق ايران از جمله لرستان در وضع نا مساعد قرار گرفتند و قرباني تبعيضات نا خواسته شدند.

 وامابرنزستان( لرستان ) پیشنه ای کهن و درخشان دارد که قدمت آن به 68000 سال پیش بر می گردد . این سرزمین از معدود نقاطي است که پیش از جاهای دیگر وارد دوران نوسنگی گردید ( دوران نو سنگی دورانیست که بشر توانست حیوانات و نباتات را رام و اهلی کند و یا به زبان ساده تر به زندگی ده نشینی و دامداری و کشاورزی روی اورد ) . و همچنین برنزستان از معدود مناطق اوليه ای در جهان است كه وارد مرحله شهر نشيني و یا همان تمدن شد . آثارباستانی و بقایای زندگی انسانی به جای مانده از کاسیتها ؛ عیلامیان ، هخامنشیان و ساسانیان و .. در این منطقه خود گواه و شاهدی بر این گفته است . برنزستان ( لرستان ) از معدود مناطقی است که می توان در ان گام به گام با زندگي بشر پيشرفت و دوره های مختلف پیشرفت بشر را از دوره کهنه سنگی تا امروز مشاهده کرد و به یافته های فراوانی رسید و اما با افسوس فراوان هنوز از این ديار كهن و پیشینه فراوان تاریخی آن شناخت اندک و اطلاعات بسیار ناقصی در دست است و در نتیجه چنان که باید و شايد فرهنگ غني و گذشته دور این سرزمین دیرینه در سطح ایران مطرح نشده است .

+ نوشته شده توسط الهام در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 و ساعت 16:7 |